سیلاب عظیمیه را نباید صرفاً به بارندگی نسبت داد؛ مسئله، نحوه مواجهه شهر با آب است
سپیدارآنلاین: گروه گفتگو
پویا پارسا، مدرس دانشگاه و پژوهشگر مدیریت شهری، در گفتگو با اصحاب رسانه با موضوع سیلاب اخیر عظیمیه کرج، با اشاره به ورود رواناب، گلولای و رسوبات از ارتفاعات به محدوده شهری و جابهجایی چندین خودرو، این حادثه را فراتر از یک رخداد صرفاً جوی دانست و تأکید کرد: برای فهم دقیق این اتفاق باید رابطه میان حوزههای آبخیز بالادست، توپوگرافی، توسعه شهری، شبکه دفع آبهای سطحی و الگوی مدیریت شهری را بهصورت یکپارچه بررسی کرد.
سپیدار نیوز- پویا پارسا / پارسا در ابتدای این نشست اظهار کرد: آنچه در عظیمیه اتفاق افتاد، صرفاً بارش باران نیست. باید بین «بارش»، «رواناب» و «سیلاب» تفاوت قائل شویم. بارش زمانی به بحران تبدیل میشود که آب در یک حوزه مشخص با سرعت تولید و به سمت نقاط پاییندست هدایت شود و ظرفیت طبیعی یا مصنوعی منطقه برای کنترل و انتقال آن کافی نباشد.
وی افزود: گزارشهای منتشرشده از حادثه اخیر نشان میدهد که در برخی نقاط عظیمیه، آب همراه با گل، شن، ماسه و واریزه از ارتفاعات به سمت معابر شهری حرکت کرده است. این مسئله اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد با یک مسئله صرفاً مربوط به شبکه جمعآوری آبهای سطحی مواجه نیستیم؛ بلکه با یک سیستم آبخیز ـ شهر مواجه هستیم که در آن، اتفاقات حوزه بالادست مستقیماً بر ایمنی مناطق شهری اثر میگذارد.این پژوهشگر مدیریت شهری با اشاره به انتشار اعداد مختلف درباره میزان بارندگی در محدوده کرج گفت: یکی از خطاهای رایج در تحلیل چنین حوادثی این است که فقط به مجموع بارش توجه کنیم. مثلاً اگر در یک ایستگاه عدد نسبتاً محدودی ثبت شده باشد، نمیتوان نتیجه گرفت که وقوع سیلاب غیرمنتظره یا غیرممکن بوده است.
پارسا ادامه داد: در تحلیل هیدرولوژیک، شدت بارش در بازههای کوتاه، توزیع مکانی بارندگی، شیب زمین، وضعیت خاک، میزان نفوذپذیری سطوح، شرایط حوزه آبخیز بالادست و ظرفیت شبکه انتقال آب اهمیت دارند. یک ایستگاه بارانسنجی نیز لزوماً نماینده شرایط تمام یک حوزه آبخیز نیست.وی تصریح کرد: بنابراین پرسش علمی این نیست که «چند میلیمتر باران باریده است؟» بلکه باید بپرسیم این بارش در چه مدت، در چه محدودهای و بر چه سطحی اتفاق افتاده و چه میزان رواناب تولید کرده است. سپس باید مسیر حرکت این رواناب تا محدوده شهری را بررسی کنیم.
پارسا با اشاره به موقعیت جغرافیایی کرج گفت: یکی از مهمترین ویژگیهای کرج قرار گرفتن شهر در پاییندست مناطق کوهستانی و کوهپایهای است. این یعنی مدیریت شهری نمیتواند مرز اداری شهر را مرز مدیریت آب در نظر بگیرد.وی افزود: آبی که در ارتفاعات تولید میشود، به نقشه تقسیمات شهری توجه نمیکند. آب مسیر طبیعی خود را بر اساس شیب، آبراههها و توپوگرافی طی میکند. اگر در مسیر توسعه شهری، آبراهه طبیعی قطع یا محدود شود، اگر یک آبرو ظرفیت کافی نداشته باشد یا اگر مسیرهای انتقال آب با رسوب و زباله مسدود شده باشند، همان جریان طبیعی میتواند به یک خطر شهری تبدیل شود.به گفته این مدرس دانشگاه، در مورد عظیمیه نیز باید از بالاترین نقطه حوزه تا پایینترین نقطه شهر، یک تحلیل پیوسته انجام شود.
او تأکید کرد: باید مشخص شود رواناب دقیقاً از کدام نقاط وارد شهر شده، چه مقدار رسوب همراه آن بوده، کدام مسیرها ظرفیت کافی نداشتهاند و در چه نقاطی جریان آب از مسیر طبیعی خود خارج شده است. بدون این تحلیل، هرگونه قضاوت قطعی درباره علت حادثه میتواند شتابزده باشد.پارسا در ادامه سخنان خود گفت: وقتی درباره سیلاب شهری صحبت میکنیم، معمولاً اولین راهکاری که به ذهن میرسد، افزایش ظرفیت کانالها، احداث آبروهای بزرگتر یا توسعه شبکه جمعآوری آبهای سطحی است. این اقدامات در جای خود ضروری هستند، اما بهتنهایی مسئله را حل نمیکنند.
وی اظهار کرد: مدیریت نوین سیلاب بر یک سیستم چندلایه تأکید دارد؛ یعنی بخشی از رواناب باید در حوزه آبخیز بالادست کنترل شود، بخشی در مسیر تعدیل و ذخیره شود و بخش باقیمانده نیز با شبکه شهری به شکل ایمن منتقل شود.این پژوهشگر مدیریت شهری اضافه کرد: اگر تمام بار کنترل سیلاب را روی شبکه شهری بگذاریم، در رخدادهای شدید ممکن است خود شبکه تبدیل به گلوگاه شود.پارسا با اشاره به اقدامات انجامشده در حوزههای آبخیز بالادست کرج پیش از وقوع بارش اخیر اظهار کرد: اینکه در روزهای پیش از حادثه درباره وضعیت حوزههای آبخیز، سیلبندها، مسیرهای آب و نقاط پرخطر هشدار داده شده بود، از منظر مدیریت ریسک اهمیت زیادی دارد.
وی گفت: مدیریت بحران موفق فقط به معنای واکنش سریع پس از حادثه نیست. مهمتر از آن، شناسایی و کاهش ریسک پیش از وقوع حادثه است.پارسا ادامه داد: اگر یک نقطه بهعنوان مسیر بالقوه سیلاب شناخته شده است، باید پیش از بارندگی درباره آن تصمیم گرفته شود؛ اینکه آیا خودرو اجازه توقف دارد، آیا سازهای در مسیر جریان قرار گرفته، آیا آبرو ظرفیت کافی دارد، آیا سیلبند سالم است و آیا مسیر تخلیه اضطراری مشخص شده است یا خیر.این مدرس دانشگاه با اشاره به مطالعات دانشگاهی انجامشده درباره سیلاب در عظیمیه و شمال کرج گفت: نکته مهم این است که موضوع آسیبپذیری عظیمیه در برابر سیلاب، موضوع جدیدی برای جامعه علمی نیست.وی افزود: مطالعات مختلف با استفاده از مدلهایی مانند SWMM و HEC-RAS نشان دادهاند که امکان مدلسازی رفتار رواناب شهری و شناسایی پهنههای خطر وجود دارد. بنابراین امروز دانش و ابزار لازم برای اینکه بدانیم در یک سناریوی بارش مشخص، کدام نقاط شهر آسیبپذیرتر هستند، در اختیار مدیریت شهری قرار دارد.پارسا تأکید کرد: مسئله اصلی، اتصال دانش دانشگاهی به فرآیند تصمیمگیری شهری است. دانشگاه نباید صرفاً مقاله تولید کند و مدیریت شهری هم نباید صرفاً بعد از وقوع حادثه به سراغ دانشگاه برود. باید یک رابطه دائمی میان دانشگاه، شهرداری، دستگاههای اجرایی و مدیریت بحران شکل بگیرد.
پارسا یکی از مهمترین اقدامات پس از حادثه اخیر را تهیه و بهروزرسانی نقشه جامع خطر سیلاب دانست و گفت: امروز باید از خود حادثه عظیمیه بهعنوان یک داده واقعی استفاده کنیم.
وی توضیح داد: باید اطلاعات دقیق بارش، مسیر جریان، ارتفاع آب، نقاط ورود رسوب، محل توقف یا جابهجایی خودروها، وضعیت شبکه زهکشی و نقاط آبگرفتگی جمعآوری شود و این اطلاعات وارد مدلهای هیدرولوژیک و هیدرولیکی شود.به گفته وی، چنین کاری به مدیریت شهری کمک میکند به جای تصمیمگیری کلی، بتواند دقیقاً مشخص کند کدام خیابان، کدام تقاطع، کدام آبرو و کدام محدوده نیازمند مداخله فوری است.او گفت: بودجه محدود شهری باید بر اساس ریسک توزیع شود، نه صرفاً بر اساس میزان دیدهشدن پروژه. ممکن است یک پروژه کوچک در یک نقطه پرخطر، از نظر کاهش ریسک بسیار مهمتر از یک پروژه عمرانی بزرگ در نقطهای کمخطر باشد.پارسا در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تجربه شهرهای مختلف جهان اظهار کرد: مدیریت آب باران دیگر فقط به معنای ساخت کانال و لوله نیست. امروز استفاده ترکیبی از زیرساختهای خاکستری و سبز مورد توجه قرار گرفته است.وی افزود: حوضچههای تأخیری، سطوح نفوذپذیر، باغهای بارانی، نهرهای زیستی، فضاهای سبز آبپذیر و سایر راهکارهای توسعه کماثر میتوانند بخشی از رواناب را در همان محل تولید کنترل کنند.این پژوهشگر مدیریت شهری تأکید کرد: البته این راهکارها جایگزین کامل زیرساختهای مهندسی نیستند. مسئله، انتخاب هوشمندانه ترکیبی از راهکارهاست. در بالادست، کنترل رواناب؛ در میانه مسیر، کاهش سرعت و ذخیره موقت؛ و در محدوده شهری، انتقال ایمن آب.پارسا یکی از مسائل اساسی مدیریت شهری را ارتباط میان توسعه کالبدی و مدیریت سیلاب دانست و گفت: نمیتوان از یک طرف شهر را توسعه داد، سطح نفوذناپذیر را افزایش داد و مسیرهای طبیعی آب را محدود کرد و از طرف دیگر انتظار داشت شبکه زهکشی با همان ظرفیت قبلی پاسخگو باشد.وی افزود: هر مترمربع سطح آسفالت و بتن میتواند رفتار رواناب را تغییر دهد. بنابراین مدیریت رواناب باید بخشی از فرآیند صدور مجوز ساختوساز و برنامهریزی کاربری زمین باشد.او تأکید کرد: در شهری مانند کرج، نقشه خطر سیلاب باید یکی از لایههای اصلی تصمیمگیری در طرحهای توسعه شهری باشد. وقتی میدانیم یک مسیر، مسیر طبیعی جریان آب است، نمیتوانیم صرفاً به دلیل اینکه امروز خشک است، آن را فاقد خطر تلقی کنیم.
پارسا درباره جابهجایی خودروها در حادثه اخیر نیز گفت: یکی از ابعاد مهم مدیریت ریسک، کاهش آسیبپذیری شهروندان و داراییهاست.وی اظهار کرد: اگر یک مسیر در نقشه خطر بهعنوان مسیر عبور سیلاب شناخته شده باشد، باید برای آن دستورالعمل مشخص داشته باشیم. پارک خودرو در چنین نقاطی در زمان هشدار بارندگی شدید باید ممنوع یا محدود شود و شهروندان نیز باید از این موضوع اطلاع داشته باشند.او اضافه کرد: این مسئله نیازمند فرهنگسازی، تابلوگذاری، هشدارهای محلهای و در موارد لازم اعمال محدودیت تردد است. نمیتوان تمام مسئولیت را به رفتار شهروند یا تمام مسئولیت را به شهرداری نسبت داد؛ تابآوری نتیجه عملکرد کل سیستم است.
پارسا در پایان گفت: مهمترین کاری که اکنون باید انجام شود، عبور از مرحله واکنش و ورود به مرحله یادگیری است.وی افزود: نباید چند روز بعد از حادثه، گلولای از خیابانها جمع شود، خودروهای آسیبدیده منتقل شوند و پرونده حادثه بسته شود. باید این رخداد به یک مطالعه موردی واقعی برای مدیریت شهری کرج تبدیل شود.این پژوهشگر مدیریت شهری تصریح کرد: باید مشخص کنیم آب از کجا آمد، از چه مسیری حرکت کرد، کجا سرعت گرفت، کجا رسوب ایجاد کرد، کدام زیرساخت عملکرد مناسبی داشت، کدام زیرساخت دچار مشکل شد و کدام نقطه اصلاً برای چنین حجم روانابی طراحی نشده بود.وی خاطرنشان کرد: سیلاب را نمیتوان حذف کرد، اما میتوان ریسک آن را کاهش داد. شهر تابآور شهری نیست که هیچوقت آبگرفتگی در آن رخ ندهد؛ شهری است که پیش از وقوع حادثه میداند آب از کجا خواهد آمد، چه مسیری را طی خواهد کرد، چه نقاطی آسیبپذیرند و در برابر آن چه باید انجام دهد.پارسا در پایان تأکید کرد: سیلاب اخیر عظیمیه باید برای مدیریت شهری کرج یک هشدار جدی و در عین حال یک فرصت باشد؛ فرصتی برای اینکه مدیریت سیلاب از اقدامات مقطعی و واکنشی عبور کند و به یک برنامه یکپارچه مدیریت رواناب، آبخیز و تابآوری شهری تبدیل شود به بیان ساده، مسئله کرج فقط این نیست که چگونه آب را از خیابان جمع کنیم؛ مسئله اصلی این است که چگونه از لحظهای که قطره باران در ارتفاعات میافتد تا زمانی که آب از شهر خارج میشود، برای آن برنامه داشته باشیم.